زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
پُشتِ سرمان آواز از احتمالِ آواز و آينه لبريز است <- سفر بخير مسافر غمگين پاييز پنجاه و هشت <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


پُشتِ سرمان آواز از احتمالِ آواز و آينه لبريز است


حالا که رابطه‌ی عريانِ ما با خوابِ کبوترانِ کاشی معلوم است
ما هم بلديم از شفای نور سخن بگوييم
می‌رويم، اول دستمان با آب آشنا می‌شود
بعد رو به همان بوته‌ی گريان می‌گوييم
چه هی از خوفِ باد می‌ترسی
آسمان با ما آشناست
باد با ما، باران با ما آشناست
همه‌ی ما خوابِ آب ديده‌ايم.
بيا عزيزم!
ما با خوابِ کبوترانِ کاشی رابطه داريم
داريم از شفای نور سخن می‌گوييم
نترس عزيزم، بيا ببوسمت
يک وقتی ...
اصلا باقیِ اين ترانه ... برای بعد!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2010
Seyedalisalehi.com

last updated:
January 4, 2010