زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
اقرار <- سفر بخير مسافر غمگين پاييز پنجاه و هشت <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


اقرار


تو قول داده بودی
همه چيز را انکار خواهی کرد!
و حتی گفتی اگر اتفاقی از خوابِ آينه افتاد
بسا اول که از شکستنِ خشت و
دوری از خانه بترسی،
اما بعد به ياد می‌آوری:
خلاصِ فقط کبوتری خسته از چاقوی پُر سوال،
نجاتِ سايه‌سارِ آسمانِ آبی نيست.


گفتی اول از تو سوال می‌شود که نام دريا چيست؟
و تو تمام ترانه‌هايی را به ياد خواهی آورد
که در شبِ تشنگی، چشمْ به راهِ بارانند،
اما باز از باران، هيچ سخن نخواهی گفت،
سکوت، سرآغازِ رستگاریِ روياهاست.
پس رو به دريچه‌ای تاريک
با پنج ميله‌ی ماه‌گرفته،‌ آهسته می‌پرسی:
بيرون از بلندیِ تمامِ اين ديوارها
آيا هنوز باد می‌آيد؟


تو قول داده بودی
همه چيز را انکار خواهی کرد!
و حتی گفتی اگر آينه از خوابِ اتفاق افتاد،
بسا بعد از شکستنِ دريا و رفتن از خانه،
خاطراتِ دورِ گريه و گهواره را به ياد خواهی آورد،
اما باز از نشانیِ روزگارِ ما، هيچ سخن نخواهی گفت،
سکوت، سرآغازِ رستگاریِ روياهاست.
پس رو به جهانی بزرگ
با شش جهت از جستجوی علاقه آهسته می‌گويی
سرانجام روزی نه‌چندان دور
نام دريا را به ياد خواهم آورد، تمام ترانه‌ها را به ياد خواهم آورد،
و ديگر نه از شکستنِ خشت و نه دوری از خانه نخواهم ترسيد!
حالا مزارت کجاست کبوترِ کوچکِ پاييزِ پنجاه‌وهشت؟!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013