زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
نامها، نفرات، نامهای نفرات <- سفر بخير مسافر غمگين پاييز پنجاه و هشت <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


نامها، نفرات، نامهای نفرات


حالا هزار سالِ تمام است که هر از گاه برمی‌گردم
پايين‌تر از دره‌ای دور
رو به رديفِ صنوبرانِ سوخته می‌نگرم
آنجا هميشه پيش از غروب
مَحرمانِ مخفی‌ترين ترانه‌های مگو
سايه‌سارِ ترا بر ديوارِ مُشرف به چينه‌های شکسته ديده‌اند:
می‌آيی، پيراهنِ کبودِ بارانخورده‌ای را در باد
رو به رويای خورشيدِ خسته می‌گيری
دست به دامنِ روشنايی، دعا می‌کنی
درها، دريچه‌ها و ميله‌ها را می‌شمری
ميله‌ها و نامهای مردگان را می‌شمری،
و شب، تازه از اشتياقِ آن همه قرار
آن همه علاقه،‌ آن همه آدمی
می‌فهمی که ديگر هيچ خط و خبری نخواهد رسيد،
تنها کلماتی برهنه در هوا
بی‌راه و بی‌رويا
بر بوته‌های گُنگِ گريه فرو می‌شوند
تا سالها بعد، بر خوابِ خاطراتی تشنه
شايد که شبنم و ستاره ببارد
شايد که بوسه با باران، شايد ...


حالا هزار سالِ تمام است که هر از گاه برمی‌گردی
دَمی در برابرِ درگاهِ بسته درنگ می‌کنی
همانجا انگار که آوازِ عزيزی از دريا شنيده باشی
آهسته از گورهای گمشدگان می‌پرسی
آيا کسی در اين حدود، رويای روشنايی را نديده است؟


حالا هزار سالِ تمام است که هر از گاه برمی‌گرديم
پُشتِ بوته‌های گنگِ گريه می‌نشينيم
کلماتِ برهنه را پنهان و پوشيده می‌نگريم
و باز سايه‌سارِ ديگرانی بر ديوار ...




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2010
Seyedalisalehi.com

last updated:
January 4, 2010