زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
تمامت نکردم، تمامم کن <- ديرآمده‌ای ری‌را! باد آمد و همه روياها را با خود برد / نامه‌ها <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


تمامت نکردم، تمامم کن


پائيزان پلور، بارانهای شمال، سطور مستمر، نقطه، نا!
باد، بالا دست، ذهن ظريف علف، بابونه، برودت، با!
پسين آمل و طعم کبود پنج‌شنبه‌های فراق،
دقيقه‌ای دور، کنار شعله‌های شبِ اهوازی ...


(پرنده، هی پرنده‌ی بی‌پروا!
در پی آن فوج گمشده بر مه آشيانه مساز!
من ساختم، باد آمد و همه‌ی روياها را با خود برد.)


بی‌جفت و فوج، از موجی به ديگر موج،
حالا هی برو!
دريا در سينه‌ات گهواره گزيده است.


نرفته من حالا، حالا به هر دامنه که می‌رسم
پسين سايه‌ها را از چشم تو خواهم گريست
و دردی عجيب
که از آن دهان بی‌بوسه خواهم چيد!


آه دوری‌ات فرود سنگ و فراق آن ستاره‌ی سبز!
چرا تا همين دقيقه پيش
غافل از آن قرونِ پسينه
مضمون کهنه‌سالِ تسليت را نمی‌دانستم!؟




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013