زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
در لهجه‌ی وزيدن خاموشان <- ديرآمده‌ای ری‌را! باد آمد و همه روياها را با خود برد / نامه‌ها <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


در لهجه‌ی وزيدن خاموشان


به حرف می‌آيم و از دهانم کبوتر و آينه می‌بارد
حرفم همين حرف اول است
اما بطرز بی‌رحمانه‌ئی از واژه بازم بريده‌اند
همچون کودک ستاره‌ئی که از پستانِ رسيده‌ی آسمان!


(و تو بايد بدانی که اينجا خبر از تعلق ترانه به واژه نيست!)
و من ديری است دانسته‌ام که در لهجه‌ی وزيدنِ خاموشان
بی‌باد و بی‌بوريا خواهم مرد
تا در رکعت اين رويا
ديگر از اوقاتِ خوابگير و صبوری سُرْخستان سخن نگويم.
(عبرت و عذاب، خواهرانِ ديرينه‌ی منند، شگفتا!)




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013