زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
در اين بودنی‌ها، باد اگر باد است ... <- ديرآمده‌ای ری‌را! باد آمد و همه روياها را با خود برد / نامه‌ها <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


در اين بودنی‌ها، باد اگر باد است ...


تمام تکلم رفتن
بسته به بویِ باد و بلوغ مهتاب است
که آن نيز هميشه از روزنِ انتظار و
تخالفِ زمزمه جاری است
با اين همه، اقوال روشن بادها
خبر از بغض تندری ناسروده می‌آورند.


(حوصله کن حياتِ بی‌دليلِ رفتن‌ها، حوصله کن!)


- سر به سرم نگذار گمانِ شبانه،
سفره‌ی دلِ مرا در باد، کسی گشوده نخواهد يافت.
من خوابِ يک ستاره‌ی صبور
زير بالش ابرهای راحله ديده‌ام،
يا باد می‌آيد و آسمان را خواهد رُفت،
يا شايد کرامتی شد و باران آمد،


حالا که تمام تکلم رفتن
بسته به بوی باد و بلوغ مهتاب است
حيفَت نمی‌آيد هی ديده بر هم بميری و
رويای درختی پر از ميوه‌ی ماه و تبسم ستاره نبينی!؟


(حوصله، حوصله کن قناری بی‌قرار،
تنها حياتِ حوصله دليل رفتنِ من و شماست.)


- بگذار دلم نهاده باشد گمان شبانه!
جهان را تابِ رازی ناسروده در سر نيست،
اما سفره‌ی اين سينه را در باد، کسی گشوده نخواهد يافت.


حوصله کن، حوصله ... قناری بی‌قرار،
چندان بر شاخه‌ی تُردِ انار و ستاره بنشينی و
رنگين‌کمانِ بی‌تکلم آسمان مرا نظاره کنی
که هيچت نشان از شنيدن اين لکنت ساده نباشد!


(حالا هی بی‌قرارتر از هميشه
مگر که بی پَر و بال در کنج خارا و خاطره بميری،
ورنه اين کلونِ کهنه را رويایِ هيچ کليدش نخواهی ديد!)


- سر به سرم نگذار گمان شبانه!
بی‌قراری من همه از مرگِ آن مرغ خانگی است
که خاموش به دشنه‌ی بی‌بسملِ عزا گردن نهاده است.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013