زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
بگذاريد حرفم را بزنم! <- ديرآمده‌ای ری‌را! باد آمد و همه روياها را با خود برد / نامه‌ها <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


بگذاريد حرفم را بزنم!


در غفلتِ خاموشِ همين صبح و شامِ صبور
هميشه چيزی مشابهِ مرگ
در عادتِ آسوده‌ی ما تکليف آخر است.
(يعنی که هيچ!؟
يعنی کنارِ خودْ مُردنِ ما، تقدير ما نبود!؟)


دريغا که در اين ديرکردِ زودازود
هم از معنیِ محال
به انديشه‌ی آسمانی ابرآلوده حتی آوازمان نمی‌دهند،
اما فرصتی هست هنوز
تا خويش را بی‌تيغ و بی‌ترازو در آيينه بنگريم،
چرا که از آن رَخت و جامه‌ی خيسی که بربند باد
بوی عودتِ دريا می‌داد
ديگر جز پلاس‌پاره‌ی صوفی* بر عورتِ آسمان باقی نمانده است.


دريغا که در اين زودْکردِ ديرادير
هذيانِ گولِ دوش را
تنها کرنایِ چارسوقِ دميدنی بوديم،
که از تخيلِ توفانهاش
جز حکايتِ مويه و مزار، ميراثی نيست!


* نه يک صوفی




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013