زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
راه، راهی که راه ... <- ديرآمده‌ای ری‌را! باد آمد و همه روياها را با خود برد / نامه‌ها <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


راه، راهی که راه ...


بايد بروی، راه
يابی راه، راهی که راه‌ست.


دانستن نه ايستادن است و نه رفتن است.
تو آن سوی آب و من اين سوی آب!


مگر چه می‌شود!؟
بگذار برود!
فوقش حرفی هم نازکتر از سوره‌ی مريم، تو بشنوی!


بايد بروی،
گريه نکن اولاد آب!
بايد برويم، برويم جايی دور،
دورتر ... فصلی که نيامده است.
آنجا که من و شما مهمانيم
اما ستاره هست، آب هست،
روز و معنای روشنائی هم هست.


حالا حسوديم، باشد!
چشم ديدن آينه که دشوار نيست.
بايد فکری به حال رابطه، سلام، ستاره و تبسم کرد.
به خدا فهميدنِ آبی هم سبز است
آ مثل آب، اما آدمی ... دمی‌ست دل من!


بيا برويم جائی دور
دورتر فصلی که می‌آيد و نه منم، نه توئی، و نه ما،




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013