زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
به سرعتِ سايه در قفای پسين <- عاشق شدن در دی‌ماه، مُردن به وقت شهريور <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


به سرعتِ سايه در قفای پسين


مارپيچ راه شمال
چراغ کومه‌ای بر کوه
سوسوی روشنی در پی پا
پرويزنِ ستارگانی از دوردست،
و آهوی کوچک غمگينی که از خوابِ خمسه‌ی نظامی
تمام تنهايی ترا و ليلی را گريسته بود.


پس اگر اين گريه در مراثی من
خلاصه‌ی آن حرف آخر است،
من هم در طی اين پرده،
هزار گوشه از آواز آسمان خواهم گرفت،
من که نمرده‌ام هنوز!
اينجا رباب رگ‌بُريده بر طاقديس محتسب
هميشه‌ی خدا مصيبتِ پنهان همان مطرب است.


مارپيچ راه شمال
خسوف تبسم تو در تفأل تاريک،
و کلون کهنه‌ی کلماتی که مجال اين دقيقه‌ی دق‌الباب را
از معانی مزمور من گرفته است.
اگر که من مرده بودم
اين همه اشاره‌ی روشن
هم بی‌چراغ از هزارتوی آينه
باورم نمی‌نمود!
به خدا من زنده‌ام هنوز!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013