زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
سه <- عاشق شدن در دی‌ماه، مُردن به وقت شهريور <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


سه


چرا به ياد نمی‌آورم؟ دريچه‌ای رو به شمال و
گلدان تشنه‌ای بر ايوانِ آذرماه.
به گمانم اگر باران نمی‌آمد تو حرفی برای گفتن داشتی،
مرا از شنيدنِ صدایِ گريه‌های تو ... ترسانده بودند.
من از هراس تماشا،
پلک تمام پنجره‌های جهان را خواهم بست.
چشم‌ها، درخت‌ها، چارپايه‌ها، مردمان و رازی غريب
که بر حلقه‌ی ريسمانی، سايه‌روشن مرا می‌نگريست


چرا به ياد نمی‌آورم!؟ هنوز صدای سايش سوهان
بر استخوان جمجمه می‌آيد. من می‌ترسم،
می‌ترسم ای ترانه‌ی ممنوع!
مرا از به ياد آوردنِ آسمان و ترانه ترسانده‌اند.
چرا به ياد نمی‌آورم؟ آن سوی شعله‌های شاخسار ارغوان،
شبحی معلق، ترديد مرا می‌نگرد.
نام تمامی ميادين جهان، مرگ است.
يا مرگ، نامِ تمامیِ چند نقطه‌ی مجبور ...؟!
چرا به ياد نمی‌آورم؟ نشانی مرا در خلوت ميله‌ها زمزمه مکن
نشانی ترا در ازدحام ديوارها زمزمه نخواهم کرد.
انگشت سبابه بر بلوغ لب و لال!
روشنايی روز و تاريکی شب، چه فرقی دارد؟!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013