زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
ترانه‌ی تعطيلات <- عاشق شدن در دی‌ماه، مُردن به وقت شهريور <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


ترانه‌ی تعطيلات


دورانِ به سر رسيده را ديگر درنگی نيست
کليدی کهنه در کف آبچالِ پيراری
شد آمد لولای دری در باد
صفوف هزار قفلِ فرسوده به رويای شنبه‌ای ديگر،
و تا چشم،‌ برهنه بر انتهای جهان می‌نگرد
سايه‌سار کسی برای پرسش نيست.
راستی مگر نشانی آن دريچه‌ی بی‌پرده را که می‌دانست؟


پرنده‌ای از بام کومه‌ای متروک،
دزدانه به جانب گردباد می‌گريزد.
گويی اين باد نابالغ
همه باردار از برودت باروتی خام است،
و سايه‌سار نهال زيتونی در زمينه‌ی تاريکی
به گمانم شايد تقارن تفنگی باشد
تقارن تفنگی کهنه که بر شباهتِ خوابهاش
تکيه داده است.
دريغا! دورانِ به سر رسيده را ديگر درنگی نيست.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013