زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
يک <- عاشق شدن در دی‌ماه، مُردن به وقت شهريور <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


يک


چرا به ياد نمی‌آورم!؟ هنوز تَنگِ غروب دريا بود،
که فانوس کومه‌ی مرا تو روشن کردی.
پياله‌ی باژگون ستاره در مصيبت شامگاه
هم از آن تفأل تاريک شکست،
ورنه من اين همه ترديدِ رفتنم نبود.


چرا به ياد نمی‌آورم؟ پيراهنم از خواب ميخک و
تبسم سايه،‌ غلغلْ نيلوفر از هجوم هماغوشی،
و دهانم پُر از بوی واژه بود. بوته‌ی گل سرخی بر شانه‌ی چپم،
هزار نام آسيمه از نشانیِ ماه،
و دری بی‌کليد، مشرف به کوچه‌ی بی‌نام.


چرا به ياد نمی‌آورم؟ گلدانی تشنه بر ايوان آذرماه،
بارش غبار ستارگان دنباله‌دار، پاکتی بر از بوسه و کمپوت،
عيادت و سيگار، و پَریْ‌دختری مغموم
در زمهريرِ دريچه و خشت. ديوار و چکمه و پسين،
راه شمال و بچه آهویِ تشنه‌ای در نشيب.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013