زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
هجده <- عاشق شدن در دی‌ماه، مُردن به وقت شهريور <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


هجده


چرا به ياد نمی‌آورم!؟
من از اين چهار ديوار بی‌روزن خواهم گريخت.
از درها، از دريچه‌ها، خانه‌ها و کوچه‌های نمور ...
من از يادهای خويش خواهم گريخت.


چرا به ياد نمی‌آورم؟ دامنه‌ای دور در پسينْ سايه‌ای مرمرين،
مزاری بی‌نام در مشرق دياری ممنوع،
مراثی باغی از تخيل پاييز،
و خاموشی حسی شگفت، لبريز از وداع و از واژه‌ی
- هوا روشن است،‌ بيا ... برويم!


چرا به ياد نمی‌آورم؟ ديروز، غروب پنجشنبه، هفتم دی بود،
کوزه‌های تهی، راسته بازار موش و کتاب،
امداد کسی در اضطراب آسانسور خاموش،
هزار چشم بی‌اعتنا در تبسمِ معلول.
ميان انسان و جرثقيل ... فاصله‌ای است، فاصله‌ای است باد،
که بر خم ريسمان چنبره بسته است.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013