زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
نه <- عاشق شدن در دی‌ماه، مُردن به وقت شهريور <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


نه


چرا به ياد نمی‌آورم!؟
ديروقت است، گفتی بيا بخواب.
گفتی نشيب شب از خواب ليز ماه می‌گذرد.
گفتم پياده برويم، تا فلق اگر گفتگو کنيم،
ميان ماه و شکستن قفل، راهی نيست.


چرا به ياد نمی‌آورم؟
تو ديگری را دوست می‌داری،
من ترا دوست می‌دارم، و مرا ... ديگری شايد.
همگان از دواير دريا آمده‌ايم.
تقسيم تبسم، تقسيم فانوس و ترانه، تقسيم عشق.


چرا به ياد نمی‌آورم؟
مرا از به ياد آوردن چشمهای تو ترسانده‌اند.
انگار نمی‌گذارند، اکنون سه سايه از کشاله‌ی ديوار
پنهان و پوشيده می‌گذرند.
دريغا دريای دور!
اين ساعت ديواری، با آن آونگ هزارساله‌اش
نمی‌گذارد از خواب تو، به آرامی سفر کنم.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013