زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
۹ <- منم کوروش شهريار روشنايی‌ها <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


۹


از پارس برآمدم
از پارسوماش.
پادشاه پاکان و رستگارانم
پادشاه شب‌شکنانی
که برای شما از نور بشارت آورده‌اند.
ايامِ اسارتِ سرزمينِ من به پايان رسيده است
ايامِ اسارتِ مردمانِ من به پايان رسيده است
من پيشگویِ فردای فهميدگانم
برادرِ باران و رويانويسِ رود
که خزاينِ زمين را بازخواهم گشود
نان و شفا و آرامش آورده‌ام
من ترس‌خوردگان را پناه خواهم داد
من خطاکاران را خواهم بخشيد
زيرا نادان
نه مجرم است و نه موذی،
تنها نادانی
جُرمِ جهانِ ماست.
و گفتم بر اين صخره
صورتی از کلامِ مرا بنويسند
و نوشتند
و گفتم کتيبه‌ی کاهنانِ اورشليم را بنويسند
و نوشتند
مرا اَرميایِ نبی به خواب‌های آسمان ديده است
مرا دانيالِ نبی به خواب‌های آسمان ديده است.


و دانای دانايان گفت
ما کوروش را کمربسته‌ی خويش دانسته‌ايم
او از مشرقِ آفتاب
به زادرودِ مغرب خواهد رسيد
آنجا که خورشيد
به خوابِ آب فرو می‌رود
و من گفتم تا ستمگران را
به سياهیِ بختِ پليدشان بنشانند
و من گفتم برايتان رهايی آورده‌ام
رهايی‌دهنده‌ی رعايا منم
پشتيبانِ پيشه‌وران منم
چوپان دره‌ها و شبانِ قله‌ها منم.


پس بشارتم دادند
که موسمِ سلطنتِ ستاره فراخواهد رسيد
موسمِ رهايیِ آدمی فراخواهد رسيد
و من کمربسته‌ی باران و بشارتم
که کمر به عدالتِ آدمی بسته‌ام
که کمر به آزادیِ آدمی بسته‌ام.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013