زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
۵ <- منم کوروش شهريار روشنايی‌ها <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


۵


شهرياران را
از ميان دانايان و دليران برگزيدم
دبيران و درباريان را
از ميانِ حکيمان
و گفتم جز به پندار نيک
در سرنوشتِ مردم ننگرند
و گفتم جز به گفتار نيک
با مردمان سخن نگويند
و گفتم جز به کردارِ نيک
همراهِ مردمان نشوند
بدين تدبيرِ برتر است
که بزرگی، بزرگی می‌آورد
و عدالت،‌ عدالت.
يقين و اعتماد، بلندآوازه‌ات خواهد کرد
اين آخرين اتفاقِ فرشته و آدمی است.
من اين جهان را
بدين تدبير طلب کرده‌ام
تا ظلمت از خانه‌ی زندگان زدوده شود
آبادانیِ بی‌زوال زاده شود
و بيم نباشد، بيداد نباشد، مرض نباشد، مرگ نباشد
و اضطراب و هراس برچيده شود
و خوف و خستگی بميرد
و پيران به خانه باشند
و کودکان به گهواره شادمانی کنند
و بُرنايان به عشق درآيند
و زنان به آزادگی
و آزادگی به آزادی!


وای بر ظلمت‌افزای زبون!
هر ناله‌ای که از دستِ بيدادگری برآيد
هزارخانه را به خاکستر خواهد نشاند
هزار دل دانا را به گريه خواهد شُست
و مرا طاقتِ تلخ‌کامیِ فرودستان نيست
من آرامش و اعتمادِ آدمی‌ام
چگونه تحمل کنم که تازيانه جانشينِ ترانه شود!؟


بی‌عاقبت او
که بر پريشانیِ مردمان حکومت کند
بی‌فردا او
که بر درماندگان حکومت کند.


شهرياری که نداند شبِ مردمان
چگونه به صبح می‌رسد
گورکنِ گمنامی‌ست که دل به دفنِ دانايی بسته است.


مردمانِ من
امانتِ آسمان‌اند بر اين خاکِ تلخ
مردمانِ من
خان‌ومانِ من‌اند.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013