زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
۱۲ <- منم کوروش شهريار روشنايی‌ها <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


۱۲


از اندوه و از عزا به دور باد سرزمينِ من
از پَلَشت و از پليدی به دور باد روانِ آدمی
از کراهت و از مرگ به دور باد زندگانیِ زمين
و از گول و از گزند
از کژدم و اژدها
از ديو و از درنده
به دور باد خان‌ومانِ آدميان.


تا هست
خنده‌ی شادی‌خيزِ کودکان خوش باد
تا هست
شهرياریِ بانوان و آوازِ خنياگران خوش باد
تا هست
رمه‌ها بسيارتر
رودها بسيارتر و
بسيار ... بسيارتر باد.


تا هست
هرگز دلتنگی به ديدارتان نيايد
تا هست
اندوهِ آدميان مرده باشد
تنگدستی و تاريکی مرده باشد.


چنين که من خواسته‌ام
راهزنان را به خانه‌ی پاکان راهی نيست
گمراهی و تباهی را به خانه‌ی خوبان راهی نيست
خودبين و بدانديش را به خانه‌ی خِردمندان راهی نيست
و ناخوشی و خشونت را به خانه‌ی پارسايان راهی نيست.


اين وصيتِ من است
از فرازَند تا فورشُدِ خورشيد
از کاهلی بگريزيد
زيرا تن‌آسايی، سرآغازِ تسليم است
تسليم، سرآغازِ تاريکی است
و تاريکی، سرآغازِ تباهی‌ست
و اين بايسته‌ی سرزمينِ من و ملتِ من نبوده، نيست، نخواهد بود.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013