زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
۴ <- منم کوروش شهريار روشنايی‌ها <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


۴


مردمانِ گيسو‌بافته‌ی من
با نيزه و سپر
از صحاریِ تفته خواهند گذشت
ما به ساحتِ آب و آرامشِ نيلوفران خواهيم رسيد
سپاهِ آماده‌ی من
بر بلندی‌های جهان آرام خواهد گرفت.


دَه‌هزار مردِ مزداپَرَستِ من
دَه‌هزار جاودانانِ من
با جوشن‌هايشان همه از فَلسِ فلز
و بالاپوشی از کتان و مَلمَلِ ارغوان
کَمَند بر شانه و
شمشيرِ شُسته به سوهانِ نور،
از کوهستان‌های بی‌راه خواهند گذشت
ارابه‌های عظيم
صف به صف
از افق تا به افق
آسمان را گرفته‌اند.
سلحشورانِ سرزمينِ من چنين‌اند
فرزندانِ فَرَه‌مَنِشِ من چنين‌اند
و من سربازانم را دوست می‌دارم
و من فرزندانم را دوست می‌دارم
و من به آنان آموخته‌ام
که راست‌گوی و دُرُست‌کردار برآيند
ورنه من حکيم و
پيشوايشان نخواهم بود.


و به آنان گفتم:
بدی مکنيد تا بدی به شما نرسد
نيکی پيش بياوريد
تا نيکی به پيش‌بازتان بيايد
و بدانيد که پروردگار
مردمان را در شادی و
شادی را برای مردمان آفريده است
و او که شادمانی را از مردمان بگيرد
بی‌شک از گماشتگانِ شيطان است.


اينجا همه چيزی خشنود است
خداوند، آدمی، عقاب، گندم و گوزن
رودها، کوه‌ها، دامنه‌ها، درياها
و من شاهِ شاهانم
جلال دانايی و
منزلتِ آدمی‌ام
چراغدارِ چهار جانبِ جهان.


من فرزندِ پاکی‌ها
بر اين سنگِ سرد نوشتم:
هيچ يوغی بَرازنده‌ی انسان نيست.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013