زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
بيست و سه <- پيشگو و پياده شطرنج <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


بيست و سه


و ديدم
که کرکسی کهن از
خواب هزاره می‌آيد
تا منقار خويش را
در مرگ عامِ ستارگان
برقصاند.


و ديدم
لاشه به لاشه‌ی کوه
ديوی خزنده از خزانه‌ی خواب‌ها
ليسه به شانه‌ی شب کشيده می‌آيد.


و رسولی حيران
که می‌پرسيد:
اين جانور آيا
جيره‌ی خويش را
از طعم باکرگان می‌طلبد!؟
و کسی نبود.
و پرسشی نبود.
پس اين همه سوار
به راستی سايه‌سانان حيرتِ وَهمَند!؟




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013