زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
شاعر <- سمفونی سپيده‌دم <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


شاعر


پاريابِ بی‌پايانِ گندم وُ
واژه بود،
قانع به يکی پاره‌نانِ بی‌مُحتسب،
که شرافتِ شب‌نشينیِ خويش را
به سپيده‌دمِ دروغينِ هيچ دَجالی نفروخت.
او
فروخفته‌ی خسته‌ای
چشم به راهِ بيداریِ بزرگ.
او
شاعرِ حوالیِ قلهکِ قديم
با قدم‌های قطره‌وار هر غروب‌اش در پيش،
تنها نظر به غيبتِ غم‌انگيزِ دريا داشت.
او
نيمی سکوت و نيمی اشاره‌ی هوش،
ميمِ خميده‌ی رندانِ می‌فروش.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013