زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
سفر به گویِ قرينه <- سمفونی سپيده‌دم <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


سفر به گویِ قرينه


بلور، هی مَرمَرِ بلور!
من از مگویِ آمدِ نور
دانایِ اين شبنم،
شبا به نی، به لغزشِ لا، به لایِ کَف،
دريا گشوده پلک،
پروانه در صدف.


پس کی به مَنَت، من از مگويَ تَنَت؟
سفر به گویِ قرينه، به گونيا،
تو را به اسمِ حضرتِ او، دی دَمی بيا!


می‌زَند از نی به مَنَت: مَنامَنا،
می‌رود از طی به تَنَت: مَنامَنا،
مَنا به لا، به لایِ مَنا، به لایِ رسيده،‌ به لایِ بلور،
بيایِ مرا به کافِ نون و به کيفِ نور.


تا طی به دایِ دايره، به دایِ دايره از خوابِ نی،
مرا به قولِ قونيه بازآ، بازآ به بختِ می.
می که مرا بُريده ... بی‌پایِ پرگار،
هی روزگار، هی روزگار، هی روزگار!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013