زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
سينه به سينه <- سمفونی سپيده‌دم <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


سينه به سينه


آسمان آمد وُ
آهسته زير گوشِ ماه
چيزی گفت انگار.


ماه آمد وُ
به کوچه‌ی کهن‌سالِ مُشيری
چيزی گفت انگار.


کوچه
کوچه‌ی بی‌گفت و بی‌گذر
رو به روشن‌ترين پنجره چيزی گفت انگار.


چيزی، رازی، حرفی
سخنی شايد
سَربَسته از چراغی
شکسته‌ی هزار پاييزِ بی‌پايان.


دريغا هزاره‌ی بی‌حالا،
حالا کوچه، پير
درخت، پير
خانه، پير
من پير وُ گلدانِ بالای چينه
که پُر غبار!


اگر مُرده‌ای، بيا و مرا بِبَر،
و اگر زنده‌ای هنوز،
لااقل خطی، خبری، خوابی، خيالی ... بی‌انصاف!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013