زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
ری‌را <- سمفونی سپيده‌دم <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


ری‌را


اولْ‌روز
نه روز بود و نه رويا،
نه عقلِ علامت،
نه پرسشِ اندوه.
تنها وزيدنِ بی‌منزلِ اشياء بود
که غَريزه‌ی زادن را
از شد آمدِ بی‌دليلِ آفتاب می‌آموخت.
و بعد به مرور
ذره نيز در وَهمِ بی‌کجايیِ خويش
وطن در تکلمِ اتفاق گرفت.


تمامِ حکمتِ حادثه همين بود،
تا شبی
که حيرت از نادانیِ نخست برآمد وُ
جست‌وجو
جانشينِ تماشایِ دلهره شد.
و من آنجا بودم
کنار باشنده‌ی بزرگ
هم در نخستين روزِ آفرينشِ آدمی،
که آوازم داد: بيا!
مُغانِ مادينه‌ی من،
زن،
هَستِ اَلَستِ عَدَم،
ماه
ماهِ موزونِ سپيده‌دم.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013