زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
بيد، هلو، پروانه <- سمفونی سپيده‌دم <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


بيد، هلو، پروانه


بيدِ بالایِ پونه‌زار
پُر از شکوفه‌ی هلو شده بود،
چشمه بوی ماده‌گرگِ دره‌ی ماه می‌داد،
بوی کُندُر سوخته می‌آمد.
نگاه کردم،
از قوسِ طاقیِ آبنوس
بارش بی‌پايانِ پروانه پيدا بود،
عبداله بالای رنگين‌کمانِ بزرگ
پیِ پستانِ باران می‌دويد،
هوا جورِ عجيبی خوش بود،
و چيزهای ديگری حتی ...!
يادم نمانده است.
مادرم داشت بر درگاهِ گريه
دعا می‌کرد،
برای شفایِ کاملِ من و خواهر کوچکترم
دعا می‌کرد.


تب، تب حصبه
برادرم عبداله را کشته بود.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013