زرتشت و ترانههای شادمانی (بازسرايی گاتهای اوستا)
انسان بزرگ ايرانی
گشت وتماشا و تفکر و کنکاش در معارف قومی و فرهنگ باستانی اين ميهن مقدس، هميشه و همواره، شور و طرب و خروش و جنبش ديگری در پی داشته است، به ويژه اگر که عاشق مردم و شيفتهی ميهنت باشی، شيدای فرهنگ و آيين و زبان و ادبيات و فلسفه و عرفانش.
باری در اين کلام اندک، صحبت، صحبت "زرتشت" است. اويی که نه راز است و نه شگفتانگيز، بلکه پديدهی خاص روزگار خود بود.
اويی که شوق به زندگی، ريشه در کار، و اتکاء به نيروی لايزال اراده و انسان داشت. انسانی بيدار، که شعور و نور و راستی و رهايی را سلاح کار و چراغ راه خود و مردمانش قرار داد، و به خاطر وحدت و آشتی و سعادت خانوادهی بزرگ انسانها، عليه خصلتهای اهريمنی و قوانين ظلمتزا و روابط خوفانگيز حکومت پتيارگان قيام کرد و بیآنکه خود گرفتار آن شيخوخيت کور و نخوت راهبانهی خويشتن شود، سربلند و منزه از آزمون بزرگ تقديرش سر بهدر آورد و مانا شد.
غنای زبان و انديشهی اَشو زرتشت در "گاثاهای اوستا" به طرز غريبی وَخشورانه و پيامبرانه است، و راقم اين سطور، سعی بر آن داشته تا در توان و جاذبه و انديشه و آرمان و اصول عاشقانهی آن پيامبر، تحريفی رخ ندهد، و فتوری اتفاق نيفتد. و اگر هم، نه! صرفا به اين انگيزه پنداريد که مردم روزگار ما، مردم زمانهی زرتشت نيستند. ايرانيان اين قرن، طرحی نو، زبانی نو، و انديشهای عنان به عنان خواستههاشان طلب میکنند.
اينجا و اکنون، احياء و بازآفرينی "گاثاهای اوستا" که کهنترين ترانههای ملت بزرگ ايران، و نغزترين سرودهای پيامبر ايران باستان است، خود تلاشیست که پاسخ گوشهای از آن خواست و آرزوی انسان صلحدوست ايرانی است که وديعهی آن را در بر و به سينه دارد.
سيدعلی صالحی - ۱۳۶۰ خورشيدی
خط اول - حرفِ سوم
(به بهانه سومين چاپ اين دفتر)
دفتر حاضر که همان بازسرايیِ گاثههای اَوِستاست، حاصلِ کار و کلام من در اواخر دههی پنجاه خورشيدی است که سال ۱۳۶۰ به چاپ سپرده شد و ناشر گرامی آن روزگار، دوازده ماه بعد قول داد که ماه آينده، چاپ دوم را روانهی بازار خواهد کرد. اين "ماه آينده" مکرر شد به قول، و من صد و هشت ماهِ تمام صبوری کردم و از خيرِ حقالقلم اوليه هم گذشتم، اما خبری نشد! ناشر گرامی دوم، سال ۱۳۶۹ به تجديد چاپ اين دفتر همت گماشت، همان سال کتاب ناياب شد، اما ناشر سرگرم کار ديگری بود، او قول داد که به زودی سرم خلوت میشود، "به روی چشم!" و باز خبری از حقالقلم نشد، من هم ناديده گرفتم. هر چند ماه يکبار میشنيدم که به روی چشم! دومين دورهی فراموشی "زرتشت ..." آغاز شده بود، اين بار برای اين دفتر ۱۳۲ ماه حبس بريدند! چرا؟! اين دفتر هم پرفروش بود و هم سودآور!
به هر حال صبوری کردم بنا به سلوکِ خويش، اما سکوت و شکيبايی هم حدی دارد. اگر هم قرارداد مکتوبی در ميان بود، میبايست ناديده میگرفتم، و ناديده گرفتم همان حرف و قرارِ شفاهی را، که هيچ سند مکتوبی هم در ميان نبود. فکر میکنم در ظلمی که بر اين دفتر روا داشتهشد، خود هم بیتقصير نبودهام. حالا تمامِ تبعات و عواقب اين نافرمانی را به عهده میگيرم. ديگر هر "به روی چشمی" را باور نمیکنم: خط اول همين است به حرفِ سوم.
سيد علی صالحی - ۱۳۸۱ خورشيدی
شناسنامه کتاب
نام: زرتشت و ترانههای شادمانی
تاليف: سيد علی صالحی
تاريخ چاپ: چاپ سوم - ۱۳۸۱
تيراژ: ۳۰۰۰ جلد
تعداد صفحات: ۱۴۹ صفحه
شابک: ۷-۶-۹۲۷۴۷-۹۶۴
ناشر: انتشارات برسات - تهران
طراح و صفحهآرا: مصطفی معظمی
حروفچين: مهر
ليتوگراف: واصف
چاپ: سارنگ