زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
وقتی رسيديم که قطار رفته بود <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


وقتی رسيديم که قطار رفته بود


شناسنامه کتاب
نام: وقتی رسيديم که قطار رفته بود
شاعر: سيد علی صالحی
تاريخ چاپ: چاپ اول - ۱۳۸۱
تيراژ: ۲۲۰۰ جلد
تعداد صفحات: ۴۳۶ صفحه
شابک: ۳-۱۶۵-۴۰۵-۹۶۴
ناشر: انتشارات علمی - تهران، مقابل دانشگاه، شماره ۱۳۹۲
ليتوگراف: باختر
چاپ: مهارت
فهرست
دفتر اول - دهه‌ی شصت

عاشقانه‌ی اول
عاشقانه‌ی دوم
او
اشراق‌ها
سرود سياوش از تماشای مِجمَر مرگ
سرود مور از جمجمه‌ی سليمان
سرود سقراط در شام شوکران
سرود بزرگ در صبح ناتمام
پيشگو
بين‌الطلوعين
در اخطار خاکستر
پستوها
زودا
ملايک موعود
دواير گيسو
سادگی
هاتانه
قرينه‌ی يال‌ها
از او بودن
آرامش
از همه سو
عاشقانه
اين کُشته را
کرانه‌ای ديگر
ويرانی (خطبه‌ی حلبچه)
توشمال‌ها
غُنوس
معبر و ماه
تفکر پنهان تشنگی
آخرين قرار
حواشی
سجل
هشت‌ونيم شامگاهی غريب
از آن هيچ کدام هميشه
حاشيه، شايد ...
آرزوهای مشترک
زنبوران مگر ...؟
منادی نوميدوار آسمان
پرسش و پاسخ
شناسايی
علايمی روشن
پچپچه‌ی بيوه‌ای در باد
جادو
اندکی گلايه کنم؟
دلاشوبه‌ی انعکاس
سنگ‌نبشته‌ای ديدم
...
چشم به راه
وقتی که خيلی خوشحالم
آه مانوس بی‌مزار من
قوافی ساده
جا
دهان به دهان
طنينی ظريف
سه‌تار
ديگران را ديدن
بادهای شمال و بادهای جنوب
لورکا
هی بانو
پيشنهاد
مراثی برای پلک‌هايت
فاصله‌ی نام‌ها
نامه‌ها




دفتر دوم - دهه‌ی هفتاد

داستان بلند ری‌را، در واپسين شبِ آن هزاره‌ی رويا
رعايت رويا
باد، بلاهت، يا واژه‌ای در همين حدود ...
يعنی نگفتمت ...
تمامت نکردم، تمامم کن
روياهای راحله
همگان را شبيه شما ديده‌ام
رمه‌ی روياها
آوازهايی در راه
راه راهی که راه ...
بخاطر همه‌ی خوابهامان
فرود، سه‌گاه، بيدق باد
حرفی نيست خب ...؟
کيتارو، کيتارو ...
بيا برويم رويا ببينيم
جانشينِ موعودِ پسين‌ترين فردا
برای بامدادی ديگر
اندکی آرامتر
نَحوِ مَحو ...
کوکو
پرسش نخست و پرسش آخر آه پاسخ پريشان
بگذاريد حرفم را بزنم
هر واژه را بدين تکلم رويا راهی نيست
روا
وقت اوقاتم چکيده‌ی اندوه
يکی ديگر، از ميان همه
سکوت، فراموشی و آرامش
پيشتر از اين نامش را نمی‌دانستم
در لهجه‌ی وزيدن خاموشان
امتحان ثلث سکوت
مکاشفات ساحرِ قلوبنا
يا اگر نشد ...
حکايت
بازگشت‌ها
نمی‌دانم چرا اسمی ندارد
جابه‌جايی در آغاز و پايانِ يک موضوع
مسافری که از شما سخن گفته بود
يادآوری
عجيب است
عزيزم
ادامه‌ی همان حرفِ آشنا
جواب، يا به قول شما، ما که بی همه چيز
بالاخره
هلاک
هيچ، حرام
تا کجا ...؟
قرار بر اشاره‌ی او بود
خط و خبر
باغ
نام‌ها، نفرات، نام‌های نفرات
اصلا هيچ
گُل قالی
سورسات
برای خودت، برای خودم
کتابت
سرِ کوچه، آن سوتر از تماشای کودکان
حروف اضافه، حروف ربط ...
دُرُست
يکی دو تصوير از ترانه‌های قديمی
دِق، دريا، دِق
مَرغا، جوارِ پيرِ بابونه
قضيه از اين قرار بود
هی عجب
چقدر علامت سوال؟
دور مثل آدمی، نزديک مثل کوه
قيمت
شما حتی حوصله نکرديد
گاهی اوقات پيش می‌آيد
چه بگويم
من از اين طرف آمده‌ام
تعبير نهايی با شماست
مسجد سليمان
گزندِ کليد
پُشت سرمان از آواز از احتمالِ آواز و آينه لبريز است
ماه، سنجاق، پيراهن
مثلِ بسياری ديگر
آخرين تصوير، آخرين ترانه
بی‌اسم است
پنهانی
آشغال‌های دَم در
کم‌کم باورت می‌شود
از هر چه بودنِ حالای ما
از هر چه گفتن بوسه
مشام اين سيب سبز
اميد
دستمال‌های کوچک چهارخانه
منظره
يک لحظه‌ی دُرست
ها ... که بله
ملاحظه
همه راست می‌گويند
مايل به زندگی
بالاخره يک روز
يک شب، يک جايی
امسال زمستان
يک قصه‌ی ساده
هر کس به راه خويش
بلند‌بلند بخوانيد
پلاک
بی‌سايه مُردن درخت
دير، خيلی دير آمديد
روم به ديوار
دوازده
متواری
اگر ...
سرقتِ يک سطرِ ساده از نامه‌های خودم
چيزی نيست، دو سه خطِ ساده است
ای کاش ...
چاقو
نور
از مويه‌های بُرقع‌پوش کابلی
همين‌طور است
نااميدی عاشقانه‌ی يک روشنفکر افغانی
شما چه می‌دانيد بر ميهنِ من چه رفته است
شاه




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013