زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
ترانه‌ی اول - ر <- چيدن محبوبه‌های شب را تنها به باد ياد خواهد داد <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


ترانه‌ی اول - ر


تو هيچ از خودت پرسيده‌ای
چرا اين چراغِ شکسته
اين همه حوصلهْ‌نويسِ شبتابِ خسته است؟
بادِ اين بی‌هرکجا وزيده، لعنتی، بی‌سواد است.


رو به دريا رفتنِ يارانِ ما
حتما دليلی داشته است
ورنه من که می‌دانم استعاره‌ی آسانِ دريا را
در اوراقِ‌ کدام کتابِ کهنه نوشته‌اند.


بی‌خود نپرس
غروبِ‌ آن پنج‌شنبه‌ی باران‌ريز
به رويای کدام سفر از ساحلِ ستاره گذشته‌ام.
به تو چه؟


منظورِ‌اصلی شما
اشاره به آغازِ روزی از همين روزهای روشن است
که مردمان ما بالایِ بالایِ کوه رفته‌اند
بالایِ بالایِ کوه، آسمان پيدا نيست
پرنده، راه، سفر، ستاره پيدا نيست
اما يک چيزی ...
از آن‌جا يک چيزی پيداست:
پيداست
پُشتِ بسته‌ترين دروازه‌های بی‌چراغ چه می‌گذرد!


حالا من از تو می‌پرسم:
او که برای رسيدن صبح
تنها در ايوانِ خانه‌ی خويش به خواب رفته است،
آيا آفتابی‌ترين افق‌های دوردست را هم خواهد ديد؟




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2010
Seyedalisalehi.com

last updated:
January 4, 2010