زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
ترانه‌ی ششم - شين <- چيدن محبوبه‌های شب را تنها به باد ياد خواهد داد <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


ترانه‌ی ششم - شين


يک زنی آن‌جاست
آن‌جا يک زنی ...
يکی مانده ه انتهای غروب،
سياه‌پوشِ پايانی‌ترين مَزار
واپسينِ همين رديف‌های مثلِ هم
خاکش خيس
خوابش تازه
ترانه‌هاش خاموش.


هيچ کاری نمی‌کند
تنها دارد بر هوایِ تنهايیِ از پيش‌نوشته‌ی آدمی
مويه می‌کند.


زنی
آن‌جا يک زنی آن‌جاست
طاقتِ شنيدنِ مويه‌هايش در من نيست
نوحه‌ی نی است، غَمِ قُمریِ جوان
و شب که تازه ما
پاسِ اولش بوديم.
بينِ راه با هم برمی‌گرديم
حالا
حرفی، صحبتی، حکايتی ... بگو!
کی گُم شد، کجا، چطور، چرا؟


خاموش است زن
خسته است زن
زن ... يک لحظه زن برمی‌گردد
پايانی‌ترين دامنه را با دست نشانم می‌دهد:
هزاران مزار
هزاران زن
هزاران مگو.


و باز باران است که می‌بارد
خاکش خيس
خوابش تازه
ترانه‌هاش خاموش.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2010
Seyedalisalehi.com

last updated:
January 4, 2010