زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
ترانه‌ی سوم - هـ <- چيدن محبوبه‌های شب را تنها به باد ياد خواهد داد <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


ترانه‌ی سوم - هـ


باد می‌آمد يا نمی‌آمد، نمی‌دانم
اما دو تا کبوترِ دلگير
زيرِ سايبانِ شکسته‌ی بی‌حصير
داشتند حرف می‌زدند
يکيشان کمتر، خسته، خاموش
آن ديگری بی‌حواس، پُرگو، بی‌پروا.


هوا پُر از تنفس تيغ و رَدپایِ‌ پرنده بود
می‌گويند
گربه‌های گرسنه هم خواب می‌بينند.
...
داشتم چه می‌گفتم ...
...


ناگهان صدای سه‌تارِ کهنه شکست
يک نفر گفت:
تمام کودکان، زنان، و پيران خسته
بايد در خانه بمانند
هوا آلوده است
شهر، آدمی، آسمان آلوده است
سه ماه و دو هفته و چند روزِ تمام بود
که ديگر باد نمی‌آمد.


يادم آمد
يکيشان پَر زده رفته بود
اما آن ديگری بی‌حواس، پُرگو، بی‌پروا!
داشت با خودش هنوز
هنوز داشت با خودش حرف می‌زد.


گربه
به سايه‌بانِ شکسته‌ی بی‌حصير رسيده بود.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2010
Seyedalisalehi.com

last updated:
January 4, 2010