زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
پيش از تو نيز <- آسمانی‌ها <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


پيش از تو نيز


بسياری به همين خيالِ آسوده آمدند
دَم از دريا و ستاره زدند
دور و بَرِ چراغ و پياله
چيزی از شب و تشنگی پرسيدند
و بعد برای خالی‌نبودنِ عريضه‌ی پاييز
به باد از سکوتِ سنگينِ گل سرخ نوشتند:
- مسخره است!
غريبِ خواب‌آلود و خسته‌ای که ما ديده‌ايم
گاه رو به همين غروبهای هميشه
گمان می‌کند ... خواهی نخواهی صبح خواهد شد.
به ماهِ دُرُشتِ آسمان می‌گويد:
- عزيز آينه‌های صبور!
حتی يکبار هم نديده‌ايم از شبِ اين همه شَته‌ی کور
بَد بگويد،
فقط اخيرا با خود انگار چيزی می‌گويد،
چيزی شبيه يک جمله،
يک جمله‌ی سختِ ساده‌ی بی‌معنی
که ما هم نمی‌فهميم!
او اعتمادِ عجيبی به صدای پای آدميان دارد
می‌گويند گاه شبيه شاعرانِ روزگاری دور
خط‌های ناخوانای دريا و ستاره را می‌فهمد
گاه می‌رود جايی ميان سکوت و سايه‌های بلند
هی همان جمله‌ی عجيب را در باد
آهسته با گل سرخ زمزمه می‌کند.
- مسخره است، ولش کنيد!


هِه ...!
تو ساده‌تر از آنی
که فرقِ ميان راست و دروغِ دريا را دريابی،
فقط خدا می‌داند که اين بادِ خبرچين
بی‌خود از خوابِ‌ چند کوچه‌ی خلوت گذشته است!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013