زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
ماه در پَرده <- آسمانی‌ها <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


ماه در پَرده


پهلو به پهلو که می‌شوی
شب از کُنج پَرده می‌فهمد
باز آن پَتوی پُر پَروانه از رویِ تو رفته است،
پروانه‌های ذوق‌زده از کُرْک و کنارِ پتو برمی‌خيزند
می‌روند ماهِ مُجَردِ آسمان را خبر می‌کنند:
که هی بی‌خبر از عيشِ آينه
چه نشسته‌ای که ما
در شبِ چشمه ... چراغی ديده‌ايم
هم از خوابِ نور و انعکاسِ علاقه روشنتر!


و ماه ... شال از شب وُ
کلاه از ستاره می‌گيرد
راه می‌افتد
می‌آيد آهسته از پشتِ پَرده‌ی توری
يک طوری به خوابِ‌ هزار و يک شبِ آرامِ تو خيره می‌شود
که انگار هزار سالِ تمام است
هيچ ترانه‌ی عريانی از آفتابِ آشنا نشنيده است.


و من تازه به ياد می‌آورم
که ديدنِ پَریِ کوچکِ غمگينِ فروغ
به خوابِ دورِ‌ هفت پادشاهِ پَرده‌نشين می‌اَرزد.
نگاه می‌کنم
خانه پُر از بوی نور و بلوغِ‌ باران است،
يک‌چوری می‌روم
با اَخم و اشاره به ماه
پَرده بر حسادتِ هزارساله‌ی می‌کِشم،
ماه می‌رود
و من هم تا صبح
تا فهمِ‌ حيایِ آفتاب،
پروانه‌های ذوق‌زده را ديگر
به خوابِ‌ نور و بلوغِ بوسه راه نمی‌دهم.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013