زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
من يکی که مسافر اين راه نبوده‌ام <- آسمانی‌ها <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


من يکی که مسافر اين راه نبوده‌ام


راستی اگر گُل نبود، کتاب و شکوفه نبود
آن وقت پروانه کجا به دنيا می‌آمد، کجا می‌مُرد؟
اينجا چقدر تاريک است
نفسهايت را يکی‌يکی می‌شماری
بعد چوب‌ْخطِ خالی،
يک ديوار و هزار سال ستاره‌ی دور ...!
حالا چشمهايت را ببند و بشمار!
چه می‌دانم
ستاره‌ها را بشمار، خودِ اعدادِ خاموشِ ثانيه را تا صدهزار!
يک ساعت مانده به اين اتفاق
داشتم چمدانم را می‌بستم.


روی چهارپايه نشستم
گفتند: بايست!
گفتم: چشم.
بعد بی‌گناهیِ دريا به گردنِ من افتاد!


تو دستم را بگير
خودم برخواهم خاست،
دارد چشمهايم به روشنايی عادت می‌کنند!
يک‌وقتی به تاريکی بَد نگويی،
من يکی ... مسافرِ اين راه نبوده‌ام.


آدم يک جايی بالاخره: تَرَق!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013