زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
تو بايد يک‌جايی همين اطرافِ‌ آشنا باشی <- آسمانی‌ها <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


تو بايد يک‌جايی همين اطرافِ‌ آشنا باشی


تجريش،‌ تورنتو،‌ اهواز
حوالی اَترک،‌ آسمان آبیِ آمل، نور
و آفاقِ آشناتری ... آنجا.


بعضی هنوز حدس می‌زنند
معنیِ خاصی
پشتِ خوابِ واژگان من است،
شيئی و ستاره و پندار
مرغِ هوا، حروفِ حَيّ، چهره‌ی آدمی.


چه فرقی دارد
از بالا رو به پايين که بيايی
سمتِ چپ خيابان
سمتِ راستِ توست،
صبح‌ها شکلی از رفتنيم
عصرها خستگانی که بازمی‌آيند،
رويا باخته، بی‌اميد،‌ اندکی معترض!


به اين بادِ بی‌نشانِ خبرچين
اصلا اعتماد نکن!


طبيعی‌ست که بعد از آن همه اضطراب
حالا پناه می‌برم به دعا،
به سادگی، به سهمِ همين هرچه که هست،
هرچه که بود
هرچه که خواهد شد.


سقاخانه‌های کوچکِ دخيل،
بُن‌بستِ طولانیِ تا آن‌همه دور،
تَوَکّلِ روشنِ حالا بيا به‌بعد،
رازِ چراغ،
انتظارِ ناممکنِ بی‌اميد،
و بازگشتِ بی‌باورِ‌ آدمی از انعکاسِ‌ آواز خويش،
پس کی خواهی آمد ... علاقه‌ی تا آخرين دقيقه!


اُهو، اُهو، اُهووو ...!
فقط بازماندگانِ رودهای بزرگ می‌فهمند.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013