زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
ما شاعرانِ سپيده‌دمِ جهان <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


ما شاعرانِ سپيده‌دمِ جهان


به چهارمين روز از هوای هَمآغوشی
باز به درگاهِ روشنايی ... خواهی ديد
زنی، تمامْ‌زن، زنِ تمام ... از نور سبز خواهد آمد
باز خواهد آمد آن هوا به چهارمين روز
و ياری‌ها از راه خواهد رسيد
و من آسوده خواهم شد از اين همه هيچ
که نه راهِ پَس مانده به شايد
نه راهِ پيش که بلکه مگر ...!
اين بر من است که اين کلمات شگفت را
از بُنِ سکوت بگيرم، نگاهشان کنم
بعد که کامل شديم به چهارمين روز
به چهارمين روز از هوای همآغوشی
باز به درگاهِ روشنايی خواهی ديد
که منم!
که من اين کلمات را از دهان جبرئيل ربوده‌ام
من از آوازهای آسمانیِ تو، در خواب، شاعر شدم
تو بودی به خوابِ شگفت من
من از تو بود که آوازخوانِ آگاهیِ آدمی شدم
ما شاعرانِ سپيده‌دمِ جهان
باز می‌آييم
ما خواستار خوبی‌ها، علاقه‌ها، بوسه‌ها
ما خواستار شادمانی و تبسمِ تو
ما ترانه‌خوانِ سپيده‌دم، ترانه‌خوانِ آگاهی آدمی!


چقدر خوب است
علاقه به هرچه راستی‌ست
علاقه به هرچه درستی‌ست
علاقه به راه، به رويا، به رستگاریِ فرجام،
به فهم فرشته حتی، فرض کن ... به فهم فرشته، حتی!
مزه‌ی نان و طعم ترانه و بوی زن
به خدا عشق خوب است
موسيقی ستارگان را خواهيم شنيد
با باران و بوسه
و چند کلمه‌ی قشنگِ ديگر، به خانه برمی‌گرديم.


ببين چقدر اين ذراتِ نور ... فهميده‌اند!
چقدر اين دنيا قشنگ است
چقدر خوب است ساده زندگی کنيم
ساده هماغوشِ هم شويم
ساده بگوييم، ها!
نترسيم، ببخشيم بوته‌ی خار و دامنِ دريا و
بوی باد را،
سهراب برادر من بود
تو عزيزِ دلمی!
هی آرامِش هميشه، هميشگی‌های من بيا!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013