زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
ادامه‌ی می‌خانه، که آن را روی هم خواهم نوشت. <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


ادامه‌ی می‌خانه، که آن را روی هم خواهم نوشت.


حالا به نامِ تو تا کی
تا کی شبِ بلند! کلمه!
کلمه‌ی نانوشته‌ی بی‌مشق و بی‌مداد!


نه دارد باد می‌آيد
شما هم سَر زده آمديد
بی‌جهت اين همه مُفت می‌گوييد!


يک تکه کاغذِ مچاله
در دستِ باد،
با کَسره‌ی شکسته‌ی کلمه‌ای عجيب
که می‌گفتند:
حرفی گم شده از لُکنتِ من وُ
رگبارِ نابهنگامِ تير و مرداد است!


چه تابستانِ ترسْ‌خورده‌ی مبهمی!
ما داشتيم
لابه‌لای خُرد و ريزهای همين زندگی
پیِ آن واژه‌ی گم‌شده می‌گشتيم
ديديم، يک‌هو، بی‌هوا ...
ملايکی آشنا آمدند
دَرِ ميخانه زدند
کنارِ کوچه و خلوتِ خانه نشستند،
خودشان هم ...
خلاص!
يکی‌يکی کتاب‌های ممنوعه‌ی ما را برداشتند
با خود به آسمان بُردند.


مينی‌بوس به قهوه‌خانه‌ی بينِ راه رسيده بود،
ما پياده شديم.
يعنی پياده‌مان کردند!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013