زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
وَشا ... ها باشد، دردت به جانم! <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


وَشا ... ها باشد، دردت به جانم!


باور نکن که اين منم
از گفت و گوی آدميان، خسته!
من ... خسته از خودم بوده‌ام
من خسته‌ام از خودم ... به اين تکه‌ی نان!
دلم خوش نيست
می‌بوسمت
دعات می‌کنم
معلمِ بوسه‌ها، ترانه‌ها، تبسم و نور!


خودم از نوشتنِ دريا نمی‌ترسم
من توی گوشِ باد هم نمی‌زنم


پيغام‌های محرمانه از بالِ هوا می‌ريزند
روياها می‌ميرند
آدميان غمگين می‌شوند
من زود گريه‌ام می‌گيرد.


رَدکردنِ رويای باد
دخالت است در سرنوشتِ نرفتن!


هی ... سعادت برای تو بسيار باشد
قربانت به اين دقيقه‌ی خوب
حالا صبر کن
يک پدری از اين غروبِ غمگين دربياورم
که هيچ صبحی نديده باشد.


پروانه ... بالِ بابونه چه می‌کند!؟


باز رفتم پیِ همان واژه‌های هميشه، واژه‌های عجيب
من دست برداشته‌ام از خودم!
من شبيهِ يک دقيقه از آن دريا بودم
که صبح
از کرانه‌ی بينای گريه
به خوابِ خيسِ همان زنِ خسته آمدم.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013