زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
حواسَت به من هست؟! چرا تا ترانه‌ای به خاطرمان می‌آيد، می‌رويم پنجره‌ها را می‌بنديم؟ <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


حواسَت به من هست؟! چرا تا ترانه‌ای به خاطرمان می‌آيد، می‌رويم پنجره‌ها را می‌بنديم؟


يکی از همين روزها
هر وقت ديدی
مادرت رفته کمی دورتر،‌ آنجا
مشغولِ گردگيریِ کتاب‌خانه‌ی من است،
باور نکن!
او رفته دارد گريه می‌کند.


تو بايد صدای ضبط را
تا انتهای فراموشیِ جهان
از ترانه لبريز کنی ...!


حواسَت به من هست ... بابا!؟


من به همين دليل
دلم می‌خواهد آن‌قدر ببوسمت
که مرگ يادش برود
پیِ کدام کبوترِ خسته آمده بود،
يا آمده بود اصلا از کلماتِ روشنِ اين بی‌چراغ
چه بخواهد ...!؟
ارثِ علاقه يا ميراثِ ماه؟
من که فقط يک شاعرِ گمنامِ اهلِ شوخی‌ام!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013