زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
باز هم توسل به ماه، به کسی چه مربوط! <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


باز هم توسل به ماه، به کسی چه مربوط!


حالا اين همه چشمه،‌ اين همه رود
اصلا اين همه آسمانِ بلند،
تعجب می‌کنم!


ماهِ قشنگِ‌ اين شبِ پَرده‌پوش
چرا گذاشته آمده صاف
پشتِ پنجره‌ی تو ...!


انگار دارد
خيره به خوابِ چيزی از باورِ زندگی
نگاه می‌کند،
به گمانم بايد اتفاقِ تازه‌ای افتاده باشد!
...
تو حس می‌کنی
يک شعرِ ساده‌ی مايل به دعای دوست
دارد همين دقيقه، همين دور و بَرِ سَرَت
هی سايه ... به سايه‌ی ستارگانِ تشنه می‌سايد
من به اين بازی‌ها عادت دارم
می‌شناسمش
يکی دو خطِ روشنش اصلا
چيزی ميانِ ديدنِ رويا و
شنيدنِ يک دوستت‌ْدارمِ آسان است.
باز هم توسل به ماه
نگو به کسی چه مربوط
بد است، خوب نيست!


حالا بيا سمتِ راستِ من
می‌خواهم دست در گردن هم
يک عکسِ يادگاری بگيريم!


هی ... نمی‌دانمِ نامت چيست!
عَصاکشِ آفتاب و آينه
کجا می‌روی؟


می‌روم آرام
پرده را کنار می‌زنم
نگاه می‌کنم
در مهتابیِ رو به شمالِ آذرماه
پَرنده‌ی پابُريده‌ای
زير گلوی گرمِ گربه ... به خواب رفته است.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013