زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
حوصله‌ی رفتنِ اين همه راه در من نيست، می‌خواهم استراحت کنم! <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


حوصله‌ی رفتنِ اين همه راه در من نيست، می‌خواهم استراحت کنم!


هوای امروزِ خانه
خيلی خوش است
مادرم از جنوب زنگ زد، گفت:
- پيری از نور و نماز به خوابم آمد
می‌گفت حالِ علی خوب است.
حالا مادر ... حالِ خودت چطور است؟


اتفاقِ آسانی بود
يکی دو قدم با همان بيمِ ساده‌ی آشنا
رفتيم تا حوالی روياهای ماه
مزارها را شمرديم
مردگان بيدار بودند
اصلا فکر نمی‌کردم اين همه آدمی
مرا دوست می‌دارند!


من هيچ وقت ماه را زيرِ ابر نخواسته‌ام
آينه ...، باز گفتم آينه، بگويم ...
آينه بايد از غبارِ گريه عين آينه باشد!
چهار تا حرفِ ساده که چيزی از چراغ کَم نمی‌کند
ستاره فراوان است!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013