زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
زنی بود بالِ رودِ برهنه‌ی گنگ <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


زنی بود بالِ رودِ برهنه‌ی گنگ


تو قبل از اتفاقِ اين کلمه
کبوتری بودی
تو قبل از اتفاقِ اين کبوتر
زنی بودی
بالِ يک رودِ برهنه، رو به نظر
با ... بازیِ قشنگ هر چه برجسته
که ماه هم به ميل ليمو، پسر می‌شد.
حالا ترا چه بنامم؟!
ترا در غيابِ آن همه روزِ مثلِ شب از شب
که شب است هنوز
يک ذره برگرد سمتِ نور
به يادآر کلماتی که از تکرارِ من ترانه شدند،
بيا، آمده‌ام پای درختِ توبا
دارم با دخترانِ هر يکی به قدرِ خدا زيبا
حرف می‌زنم همه از آواز وُ
يکيشان نمی‌گويد بس است
بيا اين بوسه بستان و باران را معنی کن!


من که سهمی از اَبر و آينه ندارم، نَبُرده‌ام،
اما آسمانِ بلند
هرگز بی‌اجازه‌ی ديدگان من
بارانی نمی‌شود!
از اين به بعد ... خودتان مراقبِ ناميدنِ من باشيد!
نه ديوار و نه خانه
بايد بروم، رفته‌ام، خواهم رفت
با عمرِ تمام گيلاس‌ها، شکوفه‌ها، شب‌پَره‌ها ...!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013