زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
۱۴ <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


۱۴


رفتم روی ديواری
مُشرف به معنیِ نور، نوشتم:
کبوتران را نکشيد
کبوتران ... بافه‌های نرگس و ميخکند!


فردای همان روز
يک نفر ديگر آمد همه‌ی حروفِ باران را خط زد
اصلا اطرافش را نمی‌پاييد
اصلا انگار از کسی نمی‌ترسيد.
من توی دلم گفتم:
بافه‌های نرگس و ميخک را درو نکنيد
هنوز خُرداد نيامده است!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013