زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
۸ <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


۸


فقط می‌دانم
که تاريکی تا انتهای جهان ... تاريکی‌ست
پس من چه کرده‌ام
که بايد از اندوهِ اين همه چه کنم بميرم؟!


يک نفر ... بی‌جهت
در انتهای کوچه با خودش می‌گويد:
بی‌شک، شبی ... مُرغی آمده
پَر بَر پيشانیِ خانه‌ی ما ريخته و رفته است،
حالا به فرض که ريخت
حالا به فرض که رفت
ما چه کرده‌ايم
که بايد از اندوهِ اين همه فلان ...؟!


يک پياله‌ی آب
اندکی سکوت
و صبح، که هزار و يک گُل سرخ ...!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013