زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
۶ <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


۶


دير است ديگر
بگذار برای وقتی که از آنجا به خانه برگشتيم
باد شمال می‌گويد
نَم‌نَمِ بارانی که بيايد
همه‌ی دنيا مال خودمان می‌شود،
حتی شب‌پَره، خَطمی، ماه
ارغوان و عطرِ هر چه خوشست بيايد،
بگذار همسايه‌ها
خوابِ يک انارِ نو رسيده ببينند
چه عيبی دارد!؟
ما که راهِ دور باغ‌های بالا را
بهتر از هر کبوتری بلديم
پس نگرانِ چه هستی؟!
هوا خوش است
من از خورجينِ ماه
مشتی گندم و ترانه برداشته‌ام
تو هم برای پيراهنت
تکمه‌ی کوچکی از خوابِ ستاره بچين،
حيف است اين همه حرف باشد وُ
از تو و ترانه و روشنايی نباشد!
باد شمال
هميشه از سمتِ شمال می‌وزد،
گول نخوری!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013