زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
ذ <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


ذ


در، به ... دَر!
هی در به در!
يه روز يکی سرِ راهم سبز شد عين اوايلِ ارديبهشت
که هيچ فرقی با تو نداشت، که هيچ فرقی با "ری‌را" نداشت.
گفت از اين به بعد نمی‌ذارم غصه بخوری
نمی‌ذارم دلت بشکنه
مگه من مرده‌م که اين ماهِ شکسته ... به راهِ دور؟


دريا دور بود
او هم فکر می‌کرد ماه هم دوره!


حالا بيا
جات ميدم بالِ پلکایِ پروانه، يواش!
يواش يه طوری مثلِ شبنم رو برگِ ماه!
مثل انار می‌بوسمت که سرخ نشی يه‌هو
يه‌هو پاييز بياد و
کاسه‌کوزه‌ی دريا رو به هم بريزه!
يه طوری می‌بوسمت
که چکه نکنه علاقه‌مون رو دامنِ آب،
بعدم آب بره اون سرازيرا
همه رو خبر کنه که يه اتفاقی افتاده
يه اتفاقی که مثلا بعضی چيزا رو به خطر ميندازه!


آب ميره صبح
اولِ آفتابْ‌زَنون، ميگه ما هم از جنسِ رفتنيم!
تا کی می‌خوای مثلِ بعضيا حرف بزنی
بقيه هم بشنَوَن که ...
دلت خوشه، ها!


ما از جنس نورِ ماه بوديم
اومديم زمين، عاشق شديم
مونديم اينجا ديديم حافظ هم هست
فروغ هم بالای شاخه‌ی گل نرگس نشسته!
ما هم نوشتيم برا دلِ خودمون
ديگه خودتون می‌دونين!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013