زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
خ <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


خ


به کی قسم بخورم
که باورت بشه،
من ديگه تا طعمِ آب و مزه‌ی ماه و
صحبتِ ساده‌ی همين کوچه‌گردا ... باقيه
نامرده که گريه کنه!
نامرده که بره کُنج خونه،
نامرده که اصلا غصه بخوره!


اصلا معنی نداره آدم
اين دو سه روزه رو ... هی مثلِ بعضيا
بی‌مزه‌ی ماه بميره
بی‌طعم آب،
بی‌صحبتِ همسايه،


عشق، بارون، بوسه، يه جوری ديگه ...!
تلخ، زهر مار ...
اين که انگور،
بر آب اومده از نوشِ خلاص،
بنوش به گردنِ من، به عهده‌ی من، با مسئوليتِ هرچی بهِش بَستن!
هرچی پيش اومد، بنوش!
من ميگم پس اين حديثای عجيب چيه ديگه،
ما که تو رساله‌ی حضرت حافظ نخونديم که کی انگور می‌رسه!


منم اسم کاملم، همونه که بعله!
به وَاللهِ ... از قيد و بَندِ اين همه هرچه مُفت
هم خودت خسته شدی
هم ما، خُب بسه ديگه ... آقا!
وِل کن بذار اين يه دو صباح بگيم:
گُل که می‌دونه اذونِ نور از اينوَره!
باشه، بَدياش مال من!
ما نخورده از آن طهورا
همين‌طوری خاکی خاکی خرابيم به خدا!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013