زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
ج <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


ج


آب! آب!
بابا نان داد،
زندگی ... دروغ!
عشق ... يه شهامتِ عجيب!
و من دانا شدم تو گرسنگی، تو بدبختی، تو فلاکت!


بعدش ميگن يکی آب داد و
يکی نان آورد و
عده‌ای زير پای ما را خالی کردن.


مُفت ميگن!
اگه عاشق باشی
هيچکی حال نداره صدات کنه بيا اين طرف!


حالا من دارم عشق می‌کنم
از اين همه خلوت!
خيليا فکر می‌کنن کارِ سيد تمومه!
همه‌ی حموميا ... يه ريال بدين آش،
من زده‌م غَم و غصه رو وِلو کرده‌م تو پيشِ روم
دارم بهشون می‌خندم.
جونِ ديو تو همين شيشه‌ست،
بزنش زمين!
به اين ميگن ... ها! همون که خودت ميدونی!


حالا ميريم همه رو صدا می‌کنيم:
دامنِ دريا ... دراز
ساقی‌مون آشنا
دلمون نازک،
بادم که موافقه
ديگه چی می‌خوای، نترس، يه بوس بده
بقيه‌ش با خودم!
هوا جون ميده برا يه نفسِ عميق!
بعدم تکرار کنی عشق، عشق، عشق.




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013