زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
۲۶ <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


۲۶


خدا شاهده بوی ليمو مياد
ليمو!
باغِ پايينِ کوه،
مثِ استعاره
مثِ يه چيزای ديگه
باد مياد رو چينه‌های کاهگلی ميشينه
چه بوی خوشی دارن اين ستاره‌های تابستونی!
خدا شاهده دارم
دعا می‌کنم يه طوری بشه برَم سفر.
يکی نيست بياد بگه بيا بريم باغِ پايين کوه
يا لااقل يه حرفی از سفر!؟


ديگه وقتِ برگشتنِ باد نيست اَشی‌مَشی
لبِ همين حوض نقاشی
چه گُلايی که دريا به خواب
چه ستاره‌هايی که آسمون!
سکوت رو هم شکستن
گفتن هوا، هوای ارديبهشته پسر!


تو بيا پيش خودم
يه خونه از کلمه برات نوشتم بزرگ،
پُرِ سايه عينِ معنیِ مهتاب.
راست ميگن که هوا يه جور ديگه‌ست
يا سه‌تا نقطه
يا سرِ سطر
خوبه ديگه عزيزم، دنياش همينه که هست!
نقطه‌چينات‌و وَردار ... برو!
داره مياد
داره باد مياد
باد که بياد، خبر مياره
خبر که بياد، حرف و هوای ارديبهشت
من گفتم شنيدم، ديدم، گفتم
بعد فکر کردم اين دنياست که بايد دورِ من بچرخه!
چرخيد، خيلی هم چرخيد
تا يکی اومد با چراغش، توی راه گفت:
- سيدعلی ... تو!
با تاکيد گفت: "تو!"
دو سه تا علامت تعجب هم داشت.
صبح بود
دَم‌دَمای پسين نبود
گرگ و ... ميگن گرگ و ميش!
صبح و عصر نداره عزيزم!
خبر آوردن قراره بهار بشه باز
باز بهار که عطرِ تو از عطر آينه.
- لبِ حوض نقاشی ...
رفتم نشونش دادم:
- اينجا!
گفت:
- چی دارين، چی ندارين، اين ترانه‌ها مال کيه؟




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013