زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
۲۲ <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


۲۲


اَشی مشی، ماه!
نه راهِ پيش، نه راهِ پس
از اينجا رونده
از اونجا مونده
حالا می‌خوای حضرتِ کی رو ببينی که معجزه!؟
وِل کن بيا عزيزم
خوابيده ماه اون بالا
باباش نميذاره بياد
مونده تو خونه، خوابِ دريا رو ببينه!
ماه، ماه خوشکل من
بهانه‌ست به خدا، مادرش ميگه می‌ترسم
اون بالا ماه
بالای بادای رو به جنوب،
ماه نظر کرده به اسم بسم‌الله
يه تيکه‌ش تو دستِ آينه
راه به راه، خوابِ خواب،
يه تيکه‌ش تو قابِ شکسته، بالِ آب.
داره خواب می‌بينه
صبح که نبود
دَم‌دَمای پسين بود
گرگ و ... ميگن گرگ و ميش!
فرقش چيه!
ماه هيچی برا گفتن نداره،
فقط تو بيداری خواب می‌بينه
داره برمی‌گرده به آسمون
يه آسمونِ آبیِ آبیِ آبی ...
بعد نگاه می‌کنه ... يعنی به من ميگه چی بگم؟
چی بگم که تو بگی عزيزِ عزيزِ عزيز!
منو از شهرم روندن اين طرفا،
رفتم تو خيابون خوابيدم، خوابِ يه قصرو ديدم
گفتم از کيه؟
گفتن از شاهِ پريا!
مفت می‌گفتن اَشی مَشی
چاخان کردن تو اين مملکت خرجی نداره عزيزم
بيرونم کردن، گفتن پدرسوخته ... برو گمشو!
گفتن جذامیِ ساده‌دلِ شاعرِ مثلا ... هی دلِ خراب!
منم اومدم ميدون سپه
تو نامه‌ها گفته‌م
يه زن فال‌فروش ديدم، آ ...! يه تيکه، يه تيکه ماه!
يه تيکه‌ش تو دست آينه،
راه به راه ...
بقيه‌شو برگرد صفحه‌ی قبلْ‌تَرا بخون!
گريه‌ام گرفته بود
کبوترای حَرَمِ امامزاده صالح
از تجريش، اومن رفتن رو به جنوب،
رفتن شاعبدالعظيم ...، طرفای راهِ ری
ميگن يه دوسه خط نامه ...!
باز تو داری خواب می‌بينی
خيلی دوسِت دارم
يه ماچ مُفتی چند؟




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013