زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
۱۸ <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


۱۸


عشق!؟
زبون به دهن بگير،
چرا حرفِ مفت؟
چرا راهِ دور؟
خُب عشق همينه که يه‌هو از خواب بپری، زابه راه!
ببينی دنيا برگشته سرِ جا اولش، سرِ همون روزِ اولِ اولِ خدا.
تو پروانه بشی، يکی قبل از قهرش با حضرت آدم
بالای درختِ سيب، سه‌تار بزنه!
ببينی که داره می‌زنه!
اونم چه زدنی به خدا!
آدم يه جورايی‌ش ميشه،


به اين روشنايی دَمِ غروب
هرکی اين دفتر و دوست نداره بخونه
بذاره سرِ جاش
بره زندگيشو بفهمه!


همون خودش يه ترانه‌ست
که اولشو من گفتم و
آخرشو يکی ديگه که امروز و فردا
از پسِ يه گُل سرخ پيداش ميشه.


يادت باشه
هرکی بهت گفت: هيس!
تو يواشکی بخند
دنيا تازه اولِ حالی به حاليشه
بهِش بگو بدبخت
تو اصلا از زندگی چی فهميدی
که حالا واسه ما ... بعله!؟




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013