زندگی‌نامه
 اشعار
 مصاحبه‌ها
 صدای شاعر
 عكس‌ها
 درباره‌ی ما
۸ <- آخرين عاشقانه‌های ری‌را <- اشعار <- صفحه‌ی نخست


۸


به اين قبله‌ی هرچه مَستِ طهورا
منم مستِ مستم، سياه عينِ باد و رود و کبوتر،
چی ... گفتم، ها!
خودم گفتم تو بو گُل ميدی
بذار ببوسمت
من خودم آرايش گُلارو از اولادِ فروردين ياد گرفتم.


داری هوای آن که
تو بگو
افسانه‌های آسانِ عادیِ ما
بخوانَد در اين غروبِ نيمايی
اوزان که جمع کتابتِ بی‌قاف
بی‌قافيه، دروغ‌های دختری در مِه
مه آمده، من محاوره‌ی حرفم.
هوا داره ابری ميشه
خونه‌ی "نيما" بايد همين طرفا باشه،
بيا بريم، خودم يه شعر از مولوی برمی‌دارم
ميگم از خودمه، "نيما" حواسش نيست!
به خدا زهرِ هجری چشيده‌ام که مپرس!




| بازگشت به فهرست |



 تماس
 چاپ صفحه
 معرفی به دوستان
 Persian Font


add this banner to your site

Best viewed with IE 5.5
or later and screen resolution
of 1024 x 768

Copyright © 2003-2013
Seyedalisalehi.com

last updated:
October 9, 2013